>رژیم غذایی در سرماخوردگی

ارسال شده در ۲۸ آذر ۸۸ توسط : admin
> چه غذاهايي براي سرماخوردگي مفيد هستند؟براي اين كه سيستم ايمني بدن به بهترين نحو به وظيفه‌اش كه مبارزه عليه ويروس‌هاي سرماخوردگي و آنفلوانزا است، عمل كند بايد مواد مغذي حياتي را دريافت كند.از جمله منابع اصلي طبيعي تامين‌كننده ويتامين ث كه در درمان سرماخوردگي موثرند عبارت اند از:ـ پرتقال، گريپ فروت، انواع توت، فلفل دلمه‌اي، توت فرنگي، سيب زميني و سبزيجات برگ سبز از قبيل انواع كلم. دريافت زياد...

ارسال شده در ۲۷ آذر ۸۸ توسط : admin
> آقای دکتر ظهرابی می فرمایند:اغلب مردم معناي واقعي کلمه ي “اعتماد به نفس”را به خوبي درک نمي کنند … به همين دليل ان نوع از اعتماد به نفس وخود باوري را که مطلوب ومورد نظرشان است در زند گي تجربه نمي کنند چون فکر مي کنند اعتماد به نفس يعني اين که ايمان واعتماد به موفقيتها يي که در کارها به دست مي اورند. در صورتي که اعتماد به...

>نقش خنده در سلامت جسمانی

ارسال شده در ۲۷ آذر ۸۸ توسط : admin
>سیستم ایمنی: تحقیقات علمی نشان می‌دهد در حالی كه افسردگی به دستگاه ایمنی بدن در برابر بیماری آسیب می‌رساند خنده با كاهش كورتیزول، افزایش فعالیت سلول‌های كاهنده در افزایش سیتوكنین، دستگاه ایمنی را تقویت می‌كند. وقتی شخص می‌خندد وجودش از احساساتی مثل: گرما، رهایی و سرحالی آكنده می‌شود و اینها همان احساساتی هستند كه دربردارنده مفهوم احساس سلامتی‌اند. پژوهشگران سوئیسی معتقدند كه پس از هر خنده و یا فعالیت شادی...

>قيمت معجزه

ارسال شده در ۲۷ آذر ۸۸ توسط : admin
> وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود، شنيد که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت مي کنند. فهميد برادرش سخت بيمار است و آنها پولي براي مداواي او ندارند. پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نمي توانست هزينه جراحي پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد.سارا با ناراحتي به اتاق خوابش رفت...

>طنز کتاب مکر زنان

ارسال شده در ۲۷ آذر ۸۸ توسط : admin
> آورده اند مردي بود که پيوسته تحقيق ِ مکرهاي زنان مي کرد و از غايت غيرت ،هيچ زني رامحل اعتماد خود نساخت وکتاب” حيل النساء ” (مکرهاي زنان) را پيوسته مطالعه مي کرد. روزي در هنگام سفربه قبيله اي رسيد وبه خانه اي مهمان شد. مرد ِخانه حضور نداشت ولکن زني داشت در غايت ظرافت ونهايت لطافت . زن چون مهمان را پذيرا شد با او ملاطفت آغاز نمود....

>مهربانترین خدا

ارسال شده در ۲۶ آذر ۸۸ توسط : admin
> گفتم : خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردمسر سنگینم را که پر از دغدغه‌ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم،آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟گفت: عزیز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنتبرمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده...
خرید آنلاین مشاورکارت