از اینکه بچه طلاق هستم خوشحال نیستم

بیشترین آسیب ناشی از طلاق را بچه ها تجربه می کنند.

فرزندان طلاق

فرزندان طلاق

طلاق، یک پدیده روانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… است که در کل، بر سلامت خانواده تأثیر بسزایی می گذارد و عوارض بسیار ناگواری را به دنبال دارد. اما بیشترین آسیب ناشی از طلاق را بچه ها تجربه می کنند.

عوامل مؤثر بر طلاق

 عوامل زیستی : شامل عدم تناسب سن، ازدواج در سنین پایین ، عقیم بودن مرد و نازا بودن زن و…

عوامل روانی و اخلاقی : شامل بدبینی، سختگیری و لجاجت زوجین نسبت به یکدیگر و…

عوامل اجتماعی : شامل ناهماهنگی طبقاتی، دخالت های بی مورد دیگران، ازدواج های اجباری و…

اثرات طلاق بر روی فرزندان

بیشتر والدین مطلقه، در مورد واکنش های فرزندشان نسبت به جدایی و طلاق، خیلی نگران هستند. آنان می خواهند بدانند که : آیا فرزند من سالم و شاداب رشد خواهد کرد؟

جامعه شناسان و روانشناسان، اطلاعات قابل قبولی درباره اثرات طلاق بر روی فرزندان در دسترس قرار داده اند. تحقیقات نشان می دهد که اثرات طلاق، بستگی به سن کودک هنگام طلاق دارد.

اما موقعیت بچه ها بعد از طلاق چگونه است و چه شرایطی دارند؟

 سن کودک

درباره اثرات طلاق بر روی کودکان کوچک تر از ۳ سال، اطلاعات بسیار کم است. بچه های خردسال در صورت وقوع طلاق به طور معمول رنج نمی برند. گرچه در صورتی که رابطه یا پیوند نزدیک بین یکی از والدین و کودک آسیب ببیند، ممکن است مشکل به وجود آید.

اثرات طلاق بر نوزادان

نوزادان نمی توانند تعارض را درک کنند. اما ممکن است نسبت به تغییرات خلقی و سطح انرژی والدینشان واکنش نشان دهند. آنان ممکن است اشتهای خود را از دست بدهند یا دچار اضطراب شوند.

اثرات طلاق برکودکان پیش دبستانی

کودکان از ۲ تا ۵ سالگی به این اعتقاد می رسند که موجب طلاق و جدایی والدینشان شده اند. به طور نمونه، ممکن است فکر کنند که اگر شامشان را خورده بودند، پدر از آنان دور نمی شد. کودکان پیش دبستانی، از تنها ماندن یا ترک کامل، هراس دارند. آنان به طور معمول تغییرات را انکار کرده و همکاری نمی کنند و ممکن است افسرده یا خشمگین شوند.

اثرات طلاق برکودکان مدرسه ای

بسیاری از روانشناسان معتقدند سازگاری نسبت به جدایی و طلاق برای کودکان پایه ابتدایی ، از کودکان کودکستانی یا بزرگ تر مشکل تر است. کودکی که به مدرسه می رود ،به اندازه کافی بزرگ است تا درد و رنج ناشی از جدایی والدینش را درک کند و در عین حال برای درک یا کنترل واکنش نسبت به این درد و رنج، خیلی کم سن و سال است. کودکان در این سن، امید دارند که والدینشان نزد یکدیگر بازگردند.

 اثرات طلاق بر نوجوانان

نوجوانان ۱۰ تا ۱۹ ساله خشم، ترس، تنهایی، افسردگی و گناه را تجربه می کنند و با انرژی پایین و میزان استرس بالا، به طلاق والدین پاسخ می دهند.

تأثیر جنسیت در طلاق

امروزه محققان دریافته اند که پسران و دخترانی که به ترتیب نزد پدر و مادرشان تربیت شده اند، از بچه هایی که به وسیله والد جنس مخالف تربیت یافته اند، بهتر عمل می کنند.

پیامدهای طلاق

طلاق، در هر صورت پیامدهای مخربی از قبیل مسائل و مشکلات روانی، اجتماعی، اقتصادی و… برای زن و مرد ایجاد می کند.

اگر زوجین پیش از ازدواج، شناخت بیشتری نسبت به یکدیگر پیدا کنند ، با مسائل سوئی همچون طلاق رو به رو نخواهند شد .

نوشته الهام واعظ

ارسال شده در خانواده, طلاق, کودک | پاسخ دهید:

استخدام کارشناس خدمات مشتریان

صدای سلامت – مرکز جامع مشاوره تلفنی سلامت – از فردی با مشخصات زیر به عنوان  کارشناس خدمات مشتریان بطور تمام وقت دعوت به همکاری می نماید:
- علاقه مند به کار در منزل
- مسلط به کامپیوتر و اینترنت مخصوصا مایکروسافت آفیس
- روابط عمومی خوب و تسلط به پاسخگویی تلفنی
- توان یادگیری و کار به طور مستقل و با حداقل نظارت
- حداقل دو سال تجربه کار مرتبط
- ساکن تهران
علاقه مندان می توانند رزومه خود را به آدرس info@moshavercard.com ایمیل نمایند.
ارسال شده در استخدام | پاسخ دهید:

مریخی ها و ونوسی ها در اتاق خواب

مطلب پیش رو خلاصه کوتاهی است از کتاب مریخی ها و ونوسی ها در اتاق خواب که به تلاش خانم غفار از همکاران و متخصصان خوب بهداشت جنسی فراهم امده است.امید است مطالعه این مختصر برای شروع یک زندگی سالم و لذت بخش برایتان مفید باشد. برای مطالعه بر روی لینک زیر کلیک کنید.

men&women

در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر میتوانید با خانم غفار کد مشاوره ۳۴۱۰ از طریق شماره های موسسه صدای سلامت تماس بگیرید.

ارسال شده در ازدواج, بهداشت جنسي, جنسي, خوشبختی, زناشویی | یک پاسخ

قیمتهای جدید مشاوره صدای سلامت برای ایرانیان خارج از کشور

iran-world-ss

برای مشاهده قیمتهای جدید و خرید پین کد لطفا اینجا کلیک کنید.

ارسال شده در مشاوره تلفنی | پاسخ دهید:

سنگ صبور

حرفهایی هست که شاید به کسی نتوان گفت. سنگ صبور صدای سلامت جایی است برای گفتن آن حرفها.

بر روی تصویر زیر کلیک کنید.

سنگ صبور

ارسال شده در سنگ صبور | پاسخ دهید:

نقش ایمان در روان درمانی

آیا ایمان به خدا می تواند تاثیری در پاسخ یک فرد به درمان اختلالات روانی داشته باشد؟ تحقیقات اخیر نشان می دهد که جواب به این سؤال ممکن است مثبت باشد.

محققان بیمارستان مک لین یک برنامه شناخت رفتار درمانی را برای  ۱۵۹ مرد و زن اجرا کردند که شامل ده روز جلسات گروه درمانی، مشاوره فردی و در برخی موارد دارو درمانی بود. حدودا ۶۰ درصد از شرکت کنندگان افسردگی و بقیه اختلالاتی مانند اختلال دوقطبی، اظطراب و غیره داشتند.

از همه شرکت کنندگان این سؤال پرسیده شد که: “چقدر به خدا اعتقاد دارید؟”

ایمان

اگرچه رابطه ای میان میزان اعتقاد و شدت نشانه های اولیه بیماری در نتایج تحقیق وجود نداشت، اما آنهایی که برای اعتقادات روحانی خود اهمیت بیشتری قائل بودند افسرگی کمتری پس از درمان نشان دادند. همچنین احتمال اینکه این گروه به خودشان آسیب برسانند نیز کمتر بود.

“بعضی وقتها دارو اثربخش نیست، و برخی مواقع روان درمانی مشکل را حل نمی کند. ولی اگر کسی به چیزی معنوی اعتقاد داشته باشد، چیزی جاودانه و توانا، آنگاه آن چیز می تواند به منبع مهمی برای آن شخص تبدیل بشود. مخصوصا در شرایط فشار روحی روانی.”

 

 

ارسال شده در افسردگی, بهداشت روانی, نگرانی, نگرش | پاسخ دهید:

۲۵ نشانه یک رابطه مسموم

بسیاری از افراد بدون اینکه خودشان خبر داشته باشند در رابطه ای قرار دارند که سالم نیست. اما وقتی که یک فرد در درون یک رابطه قرار دارد تشخیص این امر که آن رابطه چه تاثیر مخربی بر او و اعتماد به نفسش دارد، غالبا کار دشواری است. دیگران ممکن است به شما بگویند که شریک (همسر یا دوست) شما برای شما مناسب نیست یا اینکه “درک نمی کنند که چرا او را رها نمی کنید.” شریک شما ممکن است بعضی وقتها مهربان و مهرورز باشد ولی زمانهایی هم هست که بدون هیچ دلیل خاصی احساس تنهایی، ترس یا عصبانیت می کنید.

دکتر گلاس نویسنده کتاب آدمهای مسموم (Toxic People) یک شخص مسموم را اینگونه توصیف می کند: “هر کسی که قادر است باعث احساس عصبانیت، حقارت، سر در گمی و خستگی در شما بشود.” پذیرفتن داشتن یک رابطه مسموم برای خیلیها کار سختی است، چراکه اکثر آدمها مخصوصا در جنبه های دیگر زندگی، خودشان را زیرک و دانا تصور می کنند. ولی بسیاری از کسانی که در یک رابطه مسموم قرار دارند احساس می کنند که یک مشکل جدی وجود دارد.

رابطه مسموم

۲۵ نشانه یک رابطه مسموم

۱- شریک شما با حرفهایش شما را در خلوت یا جلوی دیگران ضایع می کند.

۲- شریکتان به شما می گوید که شما را دوست دارد ولی رفتارش خلاف این را نشان می دهد.

۳- شریک شما نمی خواهد که دوستان/خانواده شما را ببیند یا با آنها صحبت کند.

۴- شریک شما نسبت به زمانهایی که با بچه ها می گذرانید حسادت می کند.

۵- شریک شما سرزده در محل کارتان ظاهر می شود یا نامه هایتان را بی اجازه باز می کند.

۶- شریک شما غالبا برای اینکه ببیند چه کار می کنید به شما زنگ می زند.

۷- خیلی وقتها به خاطر رابطه تان گریه می کنید یا احساس افسردگی می کنید.

۸- شریک شما می گوید اگر شما تغییر کنید رابطه ایده آلی خواهید داشت.

۹- شریک شما می خواهد که به او وابسته باشید.

۱۰- شریک شما برای شما کارهایی انجام می دهد و بعدا از آنها برای ایجاد احساس بدهکار بودن در شما استفاده می کند.

۱۱- افکار، نظرات، کارها یا حرفهای شما را بی ارزش جلوه می دهد.

۱۲- دیگر نمی دانید که بدون او چه کسی هستید، یا چگونه به زندگی ادامه خواهید داد.

۱۳- دوستان/خانواده شما شریکتان را دوست ندارند یا معتقدند برای شما مناسب نیست.

۱۴- شما در خود چیزهایی را برخلاف میلتان و برای رضایت شریکتان تغییر داده اید.

۱۵- همیشه به جایی می روید که شریکتان می خواهد. مانند سینما، رستوران و …

۱۶- شریک شما در شما احساس ترس یا ناامنی ایجاد کرده است و شما به خاطر عصبانی شدنش از گفتن حقیقت می ترسید.

۱۷- احساس می کنید که دیگر بر زندگی خود کنترل ندارید.

۱۸- اعتماد به نفس شما نسبت به زمان شروع رابطه با شریکتان کمتر شده است.

۱۹- فکر می کنید که ادامه یافتن رابطه به شخص شما بستگی دارد.

۲۰- درباره رابطه خود چیزهایی را از کسانی که دوستتان دارند مخفی نگه می دارید چون ممکن است درک نکنند.

۲۱- شریک شما باعث ایجاد احساس جذاب نبودن یا حماقت در شما می شود.

۲۲- شریکتان شما را به خیانت متهم می کند و بیش از اندازه حسود است.

۲۳- شریک شما می تواند در یک لحظه نسبت به شما بسیار مهربان و در لحظه بعد بسیار نامهربان باشد.

۲۴- شریکتان وقتی که می بیند دارید رابطه را ترک می کنید یا بعد از بدرفتاری با شما، بسیار مهربان و عاشقانه ظاهر می شود.

۲۵- آخرین باری را که بیشتر از چند روز متوالی احساس خوشبختی کردید به یاد نمی آورید.

 

به یاد داشته باشید که هیچ کس به اندازه خودتان غمخوار شما نیست. در صورت نیاز از یک دوست یا یک مشاور کمک بگیرید.

 

ارسال شده در ازدواج, حسادت, خانواده, رابطه, زناشویی, زندگی, سلامت | ۶ پاسخ

علایم فاز افسردگی در بیماری دوقطبی

در بیماری دوقطبی، قطب افسردگی دقیقاً مخالف قطب مانیا است یعنی روحیه و رفتار و نیز افکار و اندیشه بیمار در این دو مرحله صد و هشتاد درجه با یکدیگر تفاوت دارند. توجه به علایم مراحل مانیا و افسردگی باعث پیشگیری از عود مکرر بیماری شده و فرد قادر خواهد بود به بیماری خود غلبه نماید. به موارد زیر لطفاً توجه کنید؛۱- خلق افسرده: بیمار در فاز افسرده احساس پکری و غمگینی دارد، شاد نمی شود و چیزی او را خوشحال نمی کند. در حالی که بیمار در فاز مانیا بدون دلیل روشن و علت واضحی شاد بوده و روحیه بالایی دارد.

۲- اعتماد به نفس پایین: در فاز افسرده بیمار از این که بتواند دست به کاری و اقدامی بزند هراسان است و به خود اعتماد ندارد. در فاز مانیا بیمار حتی بدون مطالعه و فراهم بودن شرایط لازم، دست به اقدامات بزرگی مانند خرید و فروش خانه، صدور چک، حتی چک های بی محل نموده و ترس از عواقب آن به خود راه نمی دهد.

۳- بی علاقگی و دلمردگی: در فاز افسردگی بیمار علایق خود به کارها و فعالیت های قبلی از دست می دهد، کم کار می شود و تمایل به گوشه گیری پیدا می کند. در حالی که بیمار در فاز مانیا پرکار شده، مرتب در تقلا و تلاش است و در واقع خستگی ناپذیر می گردد.

۴- بی انگیزه شدن: بیمار افسرده کشش و انگیزه لازم برای انجام کارهای حتی جاری خود را ندارد. به کارهای خود بی رغبت شده و آن ها را پشت گوش می اندازد. در فاز مانیا بالعکس تا کاری را به نتیجه نرساند آرام و قرار ندارد، تا حصول نتیجه روز و شب پیگیر کار می شود و برای تحقق آن به افراد مختلف و نهادهای زیربط مرتب سرکشی می کند.

۵- افزایش خواب: در مرحله افسرده خواب بیمار افزایش می یابد و حتی اگر نخوابد تمایل دارد بیشتر وقت خود را در رختخواب بگذراند و بیشتر اوقات خسته و کسل است. همین بیمار در فاز مانیا خستگی بردار نیست، صبح تا شب فعالیت دارد. خوابش به حدود ۲ تا ۳ ساعت در شب کاهش یافته و فردا صبح سرحال و بدون خستگی از خواب بیدار می شود.

۶- فراموشی و جریان فکر کند: بیمار افسرده به سختی فکر خود را متمرکز می سازد و به دشواری می تواند در مورد مطلبی خوب فکر کند و تصمیم بگیرد، فکر خوب کار نمی کند، حواسش پرت است. در حالی که همین فرد در مرحله مانیای بیماری به سرعت فکر کرده و تصمیم می گیرد و گاهی این افزایش سرعت فکر به ناتوانی در تفکر منسجم و هدفمند منجر می گردد. در فاز مانیا افکار در ذهن بیمار به سرعت برق جریان پیدا کرده و باعث می شوند که از یک فکر به فکر دیگر پرش کنند.

نکته قابل ذکر این است که معمولا بیمار در مرحله افسردگی بسیار ناراحت و کلافه است و دوست دارد هر چه سریع تر از دست آن خلاص شود در حالی که علایم فاز مانیا را خوشایند دانسته و از درمان فراری است. از طرف دیگر برخلاف بیمار، اعضاء خانواده اش از فاز مانیا نگران هستند چون بیمار در این مرحله دست به اقداماتی می زند که عوارض بسیاری دارد و خود و خانواده را دچار مشکل می سازد.

برای اطلاعات بیشتر: http://ekhtelale2ghotbi.mihanblog.com/post/category/2

مریم جهانبخش

کارشناس ارشد مشاوره

ارسال شده در افسردگی, بهداشت روانی, خانواده | پاسخ دهید:

افسردگی را مدیریت کن

اگر فرد بی گناهی رو برای مدت طولانی در زندان نگه دارن، ممکنه از نظر روحی خرد بشه. ولی اگر همین فرد یاد بگیره که با شرایط زندان به طریقی کنار بیاد، شاید حتی بعد از ۱۰ یا ۲۰ سال باز هم سالم و سرحال از زندان خارج بشه. نمونه های زیادی در این مورد وجود داره که از آن میان می توان به نلسون ماندلا اشاره کرد. به طریق مشابه، افسردگی نیز هرگز نمی تونه شما رو خرد کنه اگر یاد بگیرید که چطور اونو مدیریت کنید.حمله افسردگی پدیده شایعیه. حتی افراد بسیار شاد و سرحال هم گاهی دچار افسردگی میشن. اصولاً حالت ایستا و بدون تغییر هر چیز، حتی بهترین چیزها نیز زندگی رو ملال آور می کنه. اگر شبی در کار نباشه چطور می تونی از روشنایی روز لذت ببری؟ اگر غمی نباشه چگونه می تونی از شادی ها لذت ببری؟ پس امید و افسردگی هم مثل این چیزها به هم ارتباط دارن. افسردگی هنگامی به عنوان یک مشکل بروز می کنه که دوره آن طولانی شده و به نحوی جسم و روان ما رو دچار آسیب کنه. بر این اساس فراگیری نحوه مدیریت موفقیت آمیز افسردگی اهمیت زیادی داره و من در اینجا می خوام به پنج دستورالعمل ساده برای مدیریت افسردگی اشاره کنم.

۱- فعالیت بدنی شدید

هرگاه احساس افسردگی کردی باید از نظر جسمی خودتو فعال نگه داری تا انرژی های اضافی ذهنت رو مصرف کنی. احساس افسردگی، یک انرژی منفی در ذهن آزاد می کنه که باعث تضعیف اشتیاق و امید نسبت به زندگی و کار میشه. افسردگی با ضعیف کردن سیستم ایمنی بدنت، زمینه ابتلاء تو به بیماری ها رو فراهم می کنه. این انرژی منفی با فعالیت بدنی شدید به بهترین نحو مصرف میشه. بنابراین هر فعالیتی که دوست داری انجام بده فرقی نمی کنه.

۲- گشت زدن بی هدف

یکی دیگه از راه های مصرف انرژی منفی و منحرف کردن ذهن، گشت زدن بی هدف به هر کجاست. سوار مترو یا اتوبوس شو و به یک طرف حرکت کن، در بازارها و مراکز خرید بگرد، در یک رستوران بشین و هر چی دوست داری بخور یا بنوش، تا وقتی کاملاً خسته نشدی به خانه برنگرد.

۳- صحبت با یک دوست نزدیک

سعی کن هرچی تو دلته بیرون بریزی. به اشتراک گذاشتن مشکل با یک دوست نزدیک، از شدت نیروهای منفی کم می کنه. دوستان خوب، خصوصیات شما رو خوب می شناسن و می تونن ایده های خوبی برای مواجهه با افسردگی به روشی سالم در اختیارت قرار بدن.

۴- بنویس حتی چرندیات!

یک تکه کاغذ بردار یا یک فایل روی کامپیوترت ایجاد و شروع به نوشتن احساساتت کن. هر چیزو واقعاً حس می کنی بنویس. زیاد در قید و بند معنی دار بودن نوشته هات نباش. آدم ممکنه حتی با نزدیک ترین دوستانش نتونه بعضی حرف ها رو مطرح کنه ولی با خودش که می تونه. پس هر چی در دل داری روی کاغذ یا توی کامپیوتر بریز و هیچوقت خسته یا عصبانی نشو. وقتی که تونستی احساسات سرکوب شده خودتو بیرون بریزی، به طور قابل ملاحظه ای احساس راحتی خواهی کرد.

۵- شروع یک ایده جدید

هیچگاه تصور نکن که تمام امواج افسردگی، ناراحت کننده هستن. بعضی مواقع امواج افسردگی آغاز یک ایده یا نوآوری بزرگ و جالبه. ذهن تو سرگرم یافتن یا ابداع یک چیز جدیده، وقتی که این دوره طی شد، افسردگی آغاز میشه، در این هنگام ذهن تو دوباره شروع به تولید چیزهای جدیدی می کنه که امید و شوق تازه ای به دنبالشه. بنابراین مطمئن باش که پس از گذشتن موج افسردگی، چیزهای خیلی بهتری در انتظارته.

منبع: http://www.ravanyar.com/depression.asp

(افسردگی ضعف شخصیت نیست فقط مواظب باش تو را ضعیف نکند)

مریم جهانبخش

کارشناس ارشد مشاوره

ارسال شده در افسردگی, انسان های بزرگ | پاسخ دهید:

چرا برخی مردم بیشتر از دیگران تجربه افسردگی دارند؟

بارها شده با نگاه کردن به اطراف خود می بینیم که عده ای از مردم علارغم شرایط زندگی مناسب، دوره های سخت افسردگی را تجربه می کنند و عده ای هستند که با وجود مشقت های فراوان و شرایط زندگی غیرمعمول، با نشانه های افسردگی مواجه نمی گردند. بر این اساس سعی دارم در یک نگاه کلی به علل افسردگی بپردازم تا شما خوانندگان عزیز دریابید که چرا عده ای از مردم بیش از سایرین، افسردگی را تجربه می کنند.

باید گفت که علل افسردگی ترکیبی از عوامل ژنتیکی، بیولوژیکی و محیطی می باشد و به طور کلی مشخص شده که افسردگی در نتیجه یکسری فعل و انفعالات شیمیایی در مغز اتفاق می افتد. این فعل و انفعالات که نوروترانسمیتر نامیده می شود در تمامی اعمال و رفتارهای بدن به طور بیولوژیکی وجود دارد.

افسردگی و عوامل ژنتیکی:

ثابت شده که در بعضی از اقوام و خانواده ها افسردگی شایع تر است البته وجود یک فرد افسرده در یک خانواده لزوماً دلیل بر وقوع این امر در بقیه اعضاء خانواده نیست. اما هرچه درجه خویشاوندی نزدیک تر باشد به همان نسبت آسیب پذیری برای افسردگی بیشتر می شود.

افسردگی و عوامل بیولوژیکی:

روی دادن تغییرات زیستی متعدد در مغز شامل تغییر در ارتباطات عصبی سیستم غدد درون ریز و هورمون ها، تغییر در سیستم انتقال دهنده های شیمیایی و تغییر در فعالیت های الکتریکی مغز منجر به افسردگی می گردد.

افسردگی و عوامل محیطی:

فاکتورهای استرس زای اجتماعی و روانی نیز به عنوان ریسک فاکتورهای بروز افسردگی شناخته می شوند. استرس در فرم فقدان یکی از اقوام نزدیک مثل پدر و مادر و دوستان به عنوان ماشه ای برای بروز افسردگی در افراد آسیب پذیر، به شمار می رود. به طور کلی تحقیقات ژنتیک ثابت کرده است که عوامل استرس زای محیطی فرصت بروز آسیب پذیری یک ژن بخصوص را افزایش داده و آن ها را به سوی یک بیماری پیشرفته افسردگی هدایت می کند. از طرفی عوامل استرس زا در قالب ایزوله بودن در اجتماع و یا محرومیت دوران کودکی نیز منجر به تغییرات پایدار در فعالیت مغز شده و باعث افزایش حساسیت نسبت به بروز علائم افسردگی می شود.

افسردگی و رویدادهای زندگی:

استرس های محیط زندگی می توانند نقش اولیه را در ایجاد افسردگی داشته باشند. مطالعات نشان داده است که مرگ همسر بیشترین نقش را در بروز افسردگی بر عهده دارد. همچنین به دنیا آوردن فرزند، بازنشستگی، یائسگی و استرس های عمده دیگر می توانند در ایجاد افسردگی نقش زیادی داشته باشند.

افسردگی و عوامل شخصیتی:

همه افراد با تیپ ها و خصوصیات شخصیتی گوناگون می توانند دچار افسردگی گردند، اما امکان افسردگی در افرادی با انواع شخصیتی وسواس و شخصیت نمایشی بیشتر است.

افسردگی و عوامل یادگرفته شده:

ارتباطات اجتماعی ناخوشایندی که منجر به ارزیابی منفی فرد از خود می شود باعث ایجاد افسردگی است. زیرا این افراد با توجه به خصوضیات خاص خود نمی توانند محبت، همدردی و ارتباط عاطفی لازم را از دیگران به دست آورند. این افراد هم در مورد خودشان ارزیابی منفی داشته و هم دیگران را صادق نمی دانند. در نهایت به تدریج آزرده و ناکام شده و افسردگی در آنان پدید می آید.

افسردگی و تفکر ناسالم:

افرادی که به جنبه منفی هر چیزی فکر می کنند و به نقایص خود خیلی توجه نموده و دائماً خود را با دیگران مقایسه کرده و خلاصه هر نوع اطلاعات را سوءتعبیر می کنند بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند.

افسردگی و مصرف داروها:

بعضی از داروها مثل داروهایی که در تنظیم فشار خون بالا مصرف می شوند و داروهای خواب آور افسردگی را موجب می گردند. همین طور اعتیاد به بعضی از داروها، مواد مخدر، الکل و نظیر این ها… .

 http://www.ravanyar.com/depression.asp :منبع

مریم جهانبخش

کارشناس ارشد مشاوره

ارسال شده در استرس, افسردگی | یک پاسخ