کمال‌گرایی در کودک و رفتار والدین (۱): ماجرای سام کوچولو

ارسال شده در ۰۶ خرداد ۹۶ توسط : علی مراد
صفر دیدگاه

کمال‌گرایی

خانواده کوپر بعد از گفتگو با معلم پیش دبستانی پسرشان خیلی گران شدند. سام پیش‌دبستانی را دوست داشت ولی اغلب با احساس شکست و ماجراهایی از نقاشی‌های پاره‌شده و کارهای ناتمام به خانه می‌آمد. و همه به خاطر اینکه «آنطوری که می‌خواسته نشده‌اند… آنطوری که باید باشد، نشده.» چیزی که آن‌ها از معلم او شنیدند بسیار غافل‌گیر کننده بود:« کاش شاگردان بیشتری مثل سام داشتم. او بسیار حواسش به تکالیف و کارهایش است. شما خیلی خوش شانس هستید که چنین فرزندی دارید.» البته این همان چیزی نبود که آن‌ها درباره پسرشان احساس می‌کردند.
همه چیز در نگاه کمال‌گرای سام غیرقابل قبول و در نتیجه عامل بیچارگی بود. پدر و مادر او احساس می‌کردند که والدین با محبتی بوده‌اند و هیچ وقت فرزندشان را برای انجام یک کار خارق‌العاده تحت فشار قرار نداده‌اند. ولی در عین‌ حال هر دو تایید می‌کردند که بسیار نگران بودن او برای «درست انجام دادن» کارها مایه افتخارشان بوده و برای همین بسیار تشویقش می‌کرده‌اند. و امیدوار بوده‌اند که این ویژگی در آینده به موفقیت‌های تجاری سام در دنیای جدید کمک کند. و تحسین‌ و تشویق های آن‌ها معمولا به خاطر همین «درست انجام شدن» بوده است.
آن‌ها با هدایت سام در مسیر کمال‌گرایی او را از تجربه‌کردن چیزهای بسیاری که رسیدگی به مشکلات زندگی و حل آن‌ها را به او یاد می‌دادند، محروم کردند. موفقیت بیشتر از اینکه از درست انجام دادن کارها سرچشمه بگیرد، در چگونگی مدیریت اشتباهات ریشه دارد. والدینی که می‌توانند در زمان رویارویی با مشکلات و بن‌بست‌ها پشتیبان فرزندشان باشند و حین فکر کردن به مشکلات، آن‌ها را حمایت کنند، به آن‌‌ها کمک می‌کنند کمتر به «انکار و فرار از اشتباهات» متکی شده و با توجه به تجربه به دست آمده از شکست قبلی به تلاش و ماجراجویی خلاقانه برای شروع دوباره تکیه کنند.
در شماره بعد سه راهکار پیشنهادی برای والدین در برخورد با فرزندان کمال‌گرا را بررسی می‌کنیم.

صفرنظر ارسال شده است
شما هم نظری ارسال کنید

مجوز ارسال دیدگاه داده نشده است!

خرید آنلاین مشاورکارت