از شورعشق تا وحشت

ارسال شده در ۰۷ آبان ۹۶ توسط : زهرا دلخوش
صفر دیدگاه

متاسفانه بسیاری از زنان نشانه‌های رابطه خشونت آمیز و آزاردهنده را نمی‌شناسند ؛ به ویژه در ابتدای یک رابطه که همه چیز ظاهرا عاشقانه و خوب پیش می‌رود. این #گناه و تقصیر #زنان نیست. آزارگرها خشونت و رفتارهای #پرخاشگرانه را در ابتدای یک رابطه نشان نمی‌دهند. در واقع آنها با شور و #عشق زیادی وارد رابطه می‌شوند؛ آنها رابطه را با سرودن شعر، هدیه‌های عالی، دعوت به رستوران‌های خوب، نگرانی درباره سلامتی و مراقبتی که هیچ کس دیگری قبل از این نداشته است شروع می‌کنند.

رابطه با مردی که پرشور و #هیجان است عالی به نظر می‌رسد. حتی اطرافیان هم تحت تاثیر چنین آدمی قرار می‌گیرند؛ چه برسد به زنی که در مرکز این توجه و مراقبت است. شاید لازم به یادآوری باشد که هر مردی که رابطه را اینطور آغاز می‌کند و چنین رفتاری دارد، لزوما آزارگر نیست. با این حال، نکته مهم این است که اگر شریک رابطه شما چنین رفتاری دارد، او بالقوه می‌تواند آزارگر باشد. در واقع این یکی از قواعد آزارگرهاست که رابطه را با شور و #هیجان زیادی شروع کنند.

آنها می‌گویند که واقعا #عاشق هستند و همواره شریک خود را جست‌وجو می‌کنند. شاید شما هم این را تجربه کرده باشید : او دائما سعی می‌کند در زندگی‌تان حضور داشته باشد. هر چند که ابتدا او را خیلی جذاب نمی‌دانستید، اما به خاطر این شور و شیدایی در نهایت واکنشی نشان می‌دهید؛ زیرا او شبیه خیلی از مردان دیگری که می‌شناسید نیست، او همیشه حضور دارد حتی اگر شما ندانید چرا…

اما شاید جایی در پشت ذهن‌تان احساس کرده باشید که #وابستگی و #دلبستگی او عجیب است. جلوی آینه قرار می‌گیرید و خودتان را تماشا می‌کنید فقط برای اینکه بفهمید او در شما چه دیده است و به دنبال ویژگی‌هایی می‌گردید که او را اینطور عاشق و شیفته کرده است. کم کم وارد این رابطه می‌شوید.

اما رابطه‌ای که شروع خوبی داشته، ممکن است همینطور باقی نماند. کم کم #نوسانات_خلقی و عاطفی او رو می‌شوند و شما را احاطه می‌کنند. با این حال، شما زندگی و رابطه‌تان را ادامه می‌دهید؛ زیرا هیچ کس پیش از این، این‌طور عاشق‌تان نبوده است و در هیچ رابطه دیگری اینقدر دوست داشته نشده‌اید.

چند ماه پس از آغاز رابطه، متوجه وابستگی و دلبستگی خود به او می‌شوید. کابوس‌های شبانه شروع می‌شوند و شما هم کاملا متوجه قدرت مخرب کنترل‌گری و تسلط او بر خودتان می‌شوید. او دیگر نمایش را بازی نمی‌کند و تظاهر به شیفتگی و عاشقی نمی‌کند. نشانه‌های خشونت آشکار می‌شوند و آزارها به مرور بیشتر و بیشتر می‌شوند.

در این شرایط شما گیج و سردرگم هستید؛ تکه‌های این پازل درست قرار نمی‌گیرند. چون شما باور دارید که او دوست‌تان دارد. شما هم نمی‌خواهید که او رهایتان کند به همین دلیل با وجود خشونت‌های آشکاری که می بینید به رابطه ادامه می‌دهید؛ سر قرارهای عاشقانه‌تان حاضر می‌شوید و یا با او زندگی می‌کنید در حالی که به وضوح این نشانه‌ها را در رابطه می‌بینید:

۱:او خیلی کنترل‌گر است

۲:یک حسود واقعی است

بعضی‌ها فکر می‌کنند حسادت در عشق و عاشقی طبیعی است. اما این هم از توهم‌های داستان‌های عاشقانه است. شما به وضوح از اینکه او محیط زندگی‌تان را کنترل می‌کند ناراحت هستید. این چیزی نیست که باعث خوشحالی، رضایت و افتخارتان باشد. با وجود حسادت شدید دیگر احساس نمی‌کنید مورد توجه، مراقبت و احترام او هستید. شما می‌دانید که این مطابق خواسته‌ها و علایق‌تان نیست و چیزی از این حسادت بیرون نمی‌‌اید جز احساس خشم و ناراحتی.

۳:به انزوا رفتن

همه تلاش دوست و شرک زندگی‌تان این است که شما را از خانواده و دوستانتان دور نگه دارد. در واقع احساس می‌کنید او شما را از هر کس دیگری که دوست‌تان دارد، مراقب و حامی‌تان است دور می‌کند. در این شرایط بدترین کار این است که با چنین فردی مهاجرت کنید و به شهر یا کشور دوری بروید.

۴: آزارهای روانی و انتقادهای بی‌مورد
مانند انتقاد ، تحقیر ، دشنام و…

۵: ترس و تهدید به شما منتقل میکند

صفرنظر ارسال شده است
شما هم نظری ارسال کنید

مجوز ارسال دیدگاه داده نشده است!

خرید آنلاین مشاورکارت