لطفا اینطوری سورپرایزم نکن

ارسال شده در ۰۳ اردیبهشت ۹۸ توسط : فاطمه نصیری
صفر دیدگاه

وقتی داشتم کتاب” سطل شما چقدر پر است” رو می خوندم، به فصل تغییر قانون طلایی که رسیدم،یاد خاطره ای افتادم که دوست داشتم با شما به اشتراک بگذارم

نکته این فصل اینه که میگه اگه می خوای برای کسی کاری انجام بدی که حس خوبی بهش منتقل کنی، باید حتما بر اساس شناختی که از اون داری، این کار رو انجام بدی، نه بر اساس اون چیزی که خودت دوست داری.

تا بحال ما شنیدیم که با دیگران همانطوری رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار شود، ولی نویسنده این کتاب ، عنوان می کنه که با دیگران طوری رفتارکن که می دانی دوست دارند باهاشون رفتار بشه. لازمه این کار اینه که حتما طرف مقابلت رو بشناسی و بدونی که اون از چه چیزهایی خوشش میاد و از چه چیزهایی متنفره.

اشتباهی که بعضی از آدمها در رابطه با دیگران انجام میدن، اینه که نگاه می کنن به خودشون و اون چیزهایی که برای خودشون اهمیت داره ، همون رو معیار در نظر می گیرن و فکر می کنند که بقیه هم باید همینطور باشند و یه جاهایی، نه تنها نتیجه خوبی نمی گیرند،بلکه همه چیز خراب تر می شود.

حالا برم سر نوشتن خاطره

یه روز یکی از دوستام تماس گرفت که فلان روز تولد مامانمه و می خوام سورپرایزش کنم و منو به مهمونی ای که ترتیب داده بود دعوت کرد، کلی ذوق و شوق داشت از اینکه قراره این اتفاق بیفته و کلی هم تدارک دیده بود. خلاصه روز مهمونی همه جمع شده بودیم و مادر اون از بیرون اومد خونه و دید که یه عده توی خونش جمع شدن و بساطی برپاست و متوجه شد که چه خبره.

فکر می کنین چه اتفاقی افتاد؟

رنگ و روی این خانم مثل گچ سفید شد و خیلی سرد با مهمونها احوال پرسی کرد و با خشم زیادی با دخترش برخورد کرد که چرا به من نگفتی چه خبره؟

بعد از مهمونی، دوستم باهام تماس گرفت و شروع کرد به گریه کردن و درد دل کردن که تو نمی دونی مامان چه الم شنگه ای به پا کرد، از دماغم در آورد و ….

بله دوستان جریان از این قرار بود که مادر این خانم، آدم خیلی مقتصدی بود و از اینکه دخترش این همه هزینه کرده بود، نه تنها خوشحال نشد، برعکس، خیلی هم عصبانی شد و تلافیش رو سر دخترش درآورد.

برای همینه نویسنده این کتاب هم تاکید می کنه که اگه می خواین سطل یکی دیگه رو پر کنین ، ببینین که اون از چه چیزهایی خوشش میاد.

این دختر با این کارش نه تنها سطل مامانش رو پر نکرد، تازه انگار با یه ملاقه خیلی بزرگ شروع کرد به خالی کردن سطل اون و دادن حس منفی به مامانش.

پس حواسمون رو باید خیلی جمع کنیم. تامصداق این ضرب المثل نشیم

اومدیم ثواب کنیم، کباب شدیم

خوشحال میشم که اگه تجربیات مشابهی داشتین، در قسمت نظرات بنویسید تا همه استفاده کنیم

صفرنظر ارسال شده است
شما هم نظری ارسال کنید

مجوز ارسال دیدگاه داده نشده است!

خرید آنلاین مشاورکارت