مدتیست متوجه شده ام در مدرسه فرزندم و با پرس و جو در سایر مدارس که وقتی با بچه ها مشکلی پیش میاید یا بدرفتاری میشود.. به انها میگویند اصلن حرفای مدرسه را خانه نبرید. خود دختر من را معلم به همین دلیل که همه چیز را میگوید مورد سرزنش در مقابل همکلاسیها قرار داد

ارسال شده در ۳۱ اردیبهشت ۹۴ توسط : الهام جلایی
ایا گفتن این جمله صحیح است و ایا اگر دخترم گفت معلم کسی را میزند من نباید به مادر او بگویم..همین مسئله بیشتر به موضوع بال و پر داده است.ایا عواقب سکوت در برابر مشکلات خارج از خانه برای ۱کودک ابتدایی چیست؟؟؟تشکر فراوان…لطفن کاری بکنید تا اموزش پرورش مانع شود چون بضی مواقع حتا بچه ها کتک هم خوردهاند

پیشنهاد

ارسال شده در ۲۵ اردیبهشت ۹۴ توسط : nasiri
سلام.خسته نباشید.ما در انجام و حرکت کردن در هر موضوعی یک شیوه مناسبتر نسبت به بقیه روشها داریم،و این روشهای مناسبتر باید آموزش داده شوند.اگر شما مشاورین گرانقدر ما، که مانند گنج های این مرکزهستید لطف بفرمایید و در قسمت سنگ صبور مشارکت داشته باشید هم مانند یک الگو برای شیوه صحیح همدردی و آموزش آن نقش خواهید داشت و هم یک همدردی صحیح و مناسب خواهید داد تا تسکینی...

سوهان روح

ارسال شده در ۲۳ اردیبهشت ۹۴ توسط : الهه
سلام من تمام تلاشمو کرده ام برای کنار اومدن با غر زدن ها و نصیحت کردنای مامانم، ولی همچنان اذیتم میکنن خیلی ایشون کلا داره از کارایی که باید انجام میدادم و ندادم، و فرصت هایی که از دست رفته، و فرصت هایی که قراره از دست بره، حرف میزنه من در طی روز چند جمله بیشتر با ایشون حرف نمیزنم، بقیه حرفاشون رو جواب نمیدم، ولی خب میشنومشون، و...

تاوان اشتباهم چیست؟؟

ارسال شده در ۱۶ اردیبهشت ۹۴ توسط : H
با سلام دختری ۲۸ساله و مجردم،حدود ۴ماه پیش ار روی ترحم و دلسوزی وارد رابطه ای با یک پسر ۵سال کوچکتر از خودم که از دوستان برادرم بود و خانواده مرا میشناخت شدم.در ابتدا او به مم ابراز علاقه کرد و من با وجودی که احساسی به او نداشتم چون میدانستم خیلی سختی کشیده و نمیخواستم اینبار برخلاف ۲شکست عشقی قبلیش شکست بخورد باهاش وارد رابطه شدم و نمیدونم چرا...

مشکل با خانواده همسر

ارسال شده در ۰۵ اردیبهشت ۹۴ توسط : شکوه
سلام،من حدود سه سال پیش ازدواج کردم با کسی که بسیار همدیگر رو دوست داریم و زندگی عاشقانه ای داریم.همسر من از هرجهت شرایط مناسبی داشت غیر از وضعیت مالی.از ابتدا تلاش کردم این تفاوت رو ب روی خودم نیاورم و در مقابل همسر و خانواده ام نشان ندهم.همیشه سعی کردم عروس خوبی باشم و البته موفق شدم و خانواده همسرم ازمن بسیار راضی هستند.اکدر اوقات ک ب خانه آنها...

روانشناسی

ارسال شده در ۲۰ فروردین ۹۴ توسط : دختر
سلام شوهرم قبلا با ی خانمی دوست بودن ب مدت سه سال و وقتی یک سال گزشته بود از تموم شدن ب من پیشنهاد داد اوایل توی گوشی و فلشش چن تا عکس ازش دیدم و ناراحت شدم اما شوهرم گفت اونا شانسی مونده و دیگه همرو پاک کردم اما جدیدا فهمیدم یک فولدر تو کامپیوترش هست که رمزدداره و توش عکسای اون خانم.واقعا دارم ازیت میشم چکار کنم

بی ارادگی

ارسال شده در ۱۲ فروردین ۹۴ توسط : ف.ی
دختری ۲۹ ساله هستم … مشکل بزرگی که از خیلی وقت پیش داشتم بی ارادگی و بی انگیزگی بنده است… به طوری که حتی خیلی از کارای روز مره ام رو که تصمیم به اجراش میگیرم بارها و روزها به تعویق میندازم… این مساله باعث مشکلات زیادی در زندگیم شده… و خیلی از فرصتها رو از دست دادم… با این که فرد خیلی خیلی باهوشی بودم و زمان تحصیل هم...

کسی که دوسم داره میخواد خودکشی کنه

ارسال شده در ۰۸ فروردین ۹۴ توسط : مهنام
سلام من ۲۱ سال سن دارم دانشجو هستم تو دانشگاه هم کلاسی من یه پسری هس ک بی حدو اندازه منو دوس داری ولی من نمیخامش و اصلا ازش خوشم نمیاد هرکاری کردم که یکم به دلم بشینه دوسش داشته باشم نشد باهاش صحبت کردم گفتم که من بهتون علاقه ای ندارم و خیلی مودبانه ازش خواهش کردم منو فراموش کنه. حالا آقا میفرمایند تو ک منو نمیخوای منم میرم...

مشکل کاری

ارسال شده در ۲۲ اسفند ۹۳ توسط : سوگند
سلام دختر ۲۹ ساله ای هستم که تا مقطع کارشناسی ارشد تو رشته مدیریت درس خوندم. ۶ ماه تو یه دانشگاه علمی کاربردی کار میکنم. کارم به شدت داره عذابم میده. روحم یه لحظه ارامش نداره. چندینمسیولیت دارم. تا ۸ شب حتی بیشتر سرکارم . به خاطر کمبود فضای کلاس مجبورم فضای دانشگاه رو بدوییم تا کلاسها رو سامون بدیم! بعضی جمعه ها که تعداش کم نیست شیفتم. تو این...
خرید آنلاین مشاورکارت